اسبهایم زمین را شخم میزنند هنوز؟
آلفرد ادوارد هوسمنمترجم: محمد رجبپور
- اسبهایم زمین را شخم میزنند هنوز؟
آن چموشان که به پیش میراندمشان
و صدای سایش یراقشان را میشنیدم
آن گاه که نفس میکشیدم.
: آری، اسبها زمین را لگدمال میکنند
و هنوز یراقشان صدا میکند.
همه چیز چون پیش است
گر چه اکنون در زیر خاکهایی آرمیدهای
که خود زمانی خیششان میکردی.
- آیا اکنون که من دیگر بر پای نیستم
بر ساحل جویبار
هنوز دوستان پا به توپ میشوند؟
: آری، هنوز توپ در گردش است
دوستان با شور و شوق به هم پاس میدهند
دروازهها پابرجاست
و گلرها هم دروازهبانی میکنند.
- آیا آن یار، آن دلبر طناز، آن دختر زیبا
که جدایی از او برایم سخت بود
آرام گرفته است؟
آیا او که چشمانش در وقت خواب از فراق من اشکبار بود
آرام گرفته است؟
: آری، او راحت آرمیده است
و دیگر از گریستن در وقت خواب دست کشیده است.
عشقت دیگر آرام گرفته است
خوف مکن ای دوست و آرام بخواب.
- اکنون که من نحیف و نزار گشتهام
دوست من، کار و بارت چگونه است؟
دنیا به کامت گشته است؟
آیا بستری بهتر از بستر من یافتهای؟
: آری، ای دوست، آرام بخواب
من با معشوقهی یک مردهی ناکام همبسترم
و بسیار کامروا گشتهام
اما مپرس معشوقهی که را گزیدهام.
IS MY TEAM PLOUGHING?
Alfred Edward Housman(1809-1892)
"Is my team ploughing
That I was used to drive
And hear the harness jingle
When I was man alive?"
Ay, the horses trample,
The harness jingles now;
No change though you lie under
The land you used to plough.
"Is football playing
Along the river-shore,
With lads to chase the leather,
Now I stand up no more?"
Ay, the ball is flying,
The lads play heart and soul;
The goal stands up, the keeper
Stands up to keep the goal.
"Is my girl happy,
That I thought hard to leave,
And has she tired of weeping
As she lies down at eve?"
Ay, she lies down lightly,
She lies not down to weep:
Your girl is well contented.
Be still, my lad, and sleep.
"Is my friend hearty,
Now I am thin and pine,
And has he found to sleep in
A better bed than mine?"
Yes, lad, I lie easy,
I lie as lads would choose;
I cheer a dead man's sweetheart,
Never ask me whose.
دربارهی شعر «اسبهایم زمین را شخم میزنند هنوز؟»
شعر «اسبهایم زمین را شخم میزنند هنوز؟» اثر آلفرد ادوارد هوسمن، یکی از شاهکارهای ادبی است که در مجموعه شعر «پسر شروپشایر» به چاپ رسیده است. این شعر به صورت گفتگویی بین دو دوست، یکی زنده و دیگری مرده، شکل گرفته و به موضوعاتی چون مرگ، حافظه و پیوندهای ماندگار بین زندگان و مردگان میپردازد.
در این شعر، شاعر با استفاده از تصاویری زنده و گفتگویی تاثیرگذار، به بررسی موضوعاتی چون از دست دادن، خاطره و پیوند دوستی میان دوستان میپردازد. شعر با سوالاتی از سوی دوست مرده آغاز میشود که در مورد ادامهی زندگی پس از مرگش میپرسد و دوست زنده به آنها پاسخ میدهد. این گفتگو نشاندهندهی تضاد شدید بین زندگی و مرگ است و به ما یادآوری میکند که زندگی حتی پس از مرگ ما ادامه دارد.
این شعر به خوبی نشاندهندهی استعداد هوسمن در ایجاد شعرهایی با سبک ساده و تصاویری به یادماندنی و تاثیرگذار است که آثار او را در طول عمرش محبوب ساخته است. شعر «اسبهایم زمین را شخم میزنند هنوز؟» یک اثر بسیار قابل ارتباط است که موضوعی را بررسی میکند که همهی خوانندگان را تحت تاثیر قرار میدهد: مرگ.