ادبیات ایران و جهان


غزلواره‌ی 55

ویلیام شکسپیر
مترجم: محمد رجب‌پور


نه مرمر و نه بناهای آباد و زركوب شاهان و شاهزادگان
هیچ کدام بیش از این شعر نغز، پابرجا و استوار نخواهند ماند؛
تو در این منشئات خواهی درخشید پرفروغ‌تر از
سنگ و خشت بی‌شكل و آسیب‌دیده از زمان ویرانگر.
هنگامی كه جنگِ بی‌هوده تندیس‌ها را واژگون می‌كند،
و آتش بریانگر آثار سنگ و ساروج را از بیخ بیرون می‌كشد،
نه شمشیر بهرام و نه آتش جهنده‌ی جنگ نخواهند سوزاند
یادداشت جاودان خیالت را.
برمرگ و خصم نسیان‌گر خواهی تاخت؛
تا بدانجا که در چشمان آیندگان
آنان كه دنیا را به سرنوشت نهایی به پایان خواهند برد
مدح و ثنای تو جاودان خواهد شد.
پس، تا روز رستاخیز كه از آرامگه خود برخیزی،
در شعر من پاینده خواهی زیست ای یار
و در چشمان عشاق سكنی خواهی گزید.

Sonnet 55

William Shakespeare
(1564-1616)


Not marble nor the gilded monuments
Of princes shall outlive this powerful rhyme,
But you shall shine more bright in these contents
Than unswept stone besmeared with sluttish time.
When wasteful war shall statues overturn,
And broils root out the work of masonry,
Nor Mars his sword nor war’s quick fire shall burn
The living record of your memory.
’Gainst death and all-oblivious enmity
Shall you pace forth; your praise shall still find room
Even in the eyes of all posterity
That wear this world out to the ending doom.
So, till the Judgement that yourself arise,
You live in this, and dwell in lovers’ eyes.

درباره‌ی غزلواره‌ی 55 ویلیام شکسپیر


غزلواره‌ی 55 ویلیام شکسپیر، که به "Not marble, nor the gilded monuments" معروف است، یکی از آثار برجسته‌ی اوست که در آن شاعر به موضوعاتی چون جاودانگی، زمان، و نیروی تخریبی آن می‌پردازد. در این غزلواره، شکسپیر ادعا می‌کند که شعر می‌تواند از بناهای سنگی و مجسمه‌های زیبا که به مرور زمان فرسوده و نابود می‌شوند، ماندگارتر باشد. او می‌گوید که حتی قدرتمندترین حکام که بناهای عظیمی را برای یادبود خود بنا کرده‌اند، نمی‌توانند جلوی فرسایش و فراموشی را بگیرند، اما شعر می‌تواند خاطره‌ی عشق و زیبایی را برای همیشه زنده نگه دارد.

این غزلواره نه تنها به مقاومت شعر در برابر زمان اشاره دارد، بلکه به نوعی به قدرت شاعر در حفظ و نگهداری خاطرات و احساسات انسانی از طریق کلمات اشاره می‌کند. شکسپیر با استفاده از تصاویری قوی و زیبا، مفهومی عمیق از جاودانگی را ارائه می‌دهد که فراتر از مادیات و زمان می‌باشد.

در نهایت، غزلواره‌ی 55 نمونه‌ای از اعتقاد شکسپیر به قدرت و جاودانگی هنر است. او معتقد است که شعر و هنر می‌توانند از مرگ و فراموشی جلوگیری کنند و به عنوان یک پناهگاه برای زیبایی‌ها و ارزش‌های انسانی عمل کنند که در غیر این صورت ممکن است با گذشت زمان از بین بروند. این غزلواره به خوبی نشان می‌دهد که چگونه شکسپیر از شعر به عنوان ابزاری برای مقابله با نابودی و فراموشی استفاده می‌کند و چگونه او شعر را به عنوان یک وسیله برای جاودانگی می‌بیند.